تعدادي از نمازگزاران امروز جمعه قزوين خواستار استعفاي قدرتالله عليخاني نماينده قزوين در مجلس شوراي اسلامي شدند.
به گزارش فارس، تعدادي از مردم قزوين امروز جمعه در اعتراض به آنچه كه آنرا اهانتها و فحاشيهاي مكرر عليخاني نماينده مردم قزوين به رئيس محترم جمهور و اخيراً به يكي از اعضاي كابينه، ميناميدند، با توزيع بيانيهاي كه حاوي بيانات مقام معظم رهبري در حمايت از دولت نهم بود، اعتراض خود را به هتاكيهاي اين نماينده مجلس اعلام كرده و با نصب پلاكاردي از سخنان مقام معظم رهبري مبني بر «اين فضاي بيبندوباري در اظهارات عليه دولت چيزي نيست كه خداوند از اينها به آساني بگذرد» حمايت خود را از رهبري و دولت اعلام كردند.
همچنين تعدادي از مردم اين شهر پس از اتمام نماز در يك راهپيمايي با سر دادن شعارهايي خواستار استعفاي عليخاني و برخورد نمايندگان و دادگاه
اينجا، چشم ها همه به گودى نشسته و رنگ ها پريده است. زينب 4ساله سر بر زانوى مادر نهاده و خيره به او مى نگرد، درد مى کشد، دلش آشوب است، نوک انگشتانش گزگز مى کند، اما رمق ناله کردن ندارد. چند دقيقه بعد، از نفس مى افتد و بى صدا مى ميرد. مادر بوسه اى خيس بر گونه زينب 4ساله مى نشاند، بى تاب است، فرياد مى کشد... پدر، از اين که کارى از دستش برنمى آيد خجالت مى کشد، آرام اشک مى ريزد. خواهر و برادر 7 و 9ساله زينب که با همه کوچکى مى دانستند بايد بغض خود را در گلو بريزند، حالا که کار از کار گذشته، با صداى بلند گريه مى کنند... طفلکى ها نمى دانند و شايد مى دانند و به روى خود نمى آورند که چند روز ديگر نوبت آنهاست... زينب 4ساله تنها کودک اين ماجرا نيست، اينجا، همه کودکان، سرنوشتى مشابه دارند، «کار پژمردگى يک گل نيست، جنگلى مى سوزد»... اينجا، شب ها هيچ چراغى روشن نيست، شب که از راه مى رسد، تاريکى همه جا را فرا مى گيرد. تنها روشنايى شب، آتش بمباران شبانه و هر از چندگاه دشمنان در آن سوى اين منطقه است. اينجا بيمارستان هست، بيمار هم، اما از دارو خبرى نيست. اينجا بيمارستان با خانه و کوچه و خيابان يکى است... همه جا بيمارستان است و همه با مرگ دست به گريبانند. بيمارها، اما، فقط زودتر مى ميرند. زودتر از بقيه که به تدريج از گرسنگى و سرما بيمار مى شوند و اگر با ترکش خمپاره و توپ به شهادت نرسند، از گرسنگى و سرما و ده ها سختى طاقت فرساى ديگر طاقت از دست مى دهند و جان مى سپارند... اينجا آبى براى آشاميدن نيست، آبها آلوده اند و بيمارى زا، اجاقى روشن نيست، غذايى به هم نمى رسد، آخرين ذخيره آرد، چند هفته قبل مصرف شده و... يک خبرنگار اروپايى که با نام مستعار به کيهان ايميل زده بود- آزادى بيان غرب را ببينيد!- نوشته بود؛ «چند ماهى است که در عکس هاى مخابره شده از اين منطقه هيچ لبخندى بر لب ساکنان آن ديده نمى شود...» اينجا، «شعب ابيطالب» نيست، آنجا که مشرکان در صدر اسلام، مسلمانان را به محاصره کشيده بودند. اينجا نوار غزه است، در غرب فلسطين اشغالى با 1.5 ميليون جمعيت. اين بار هم محاصره شدگان همان زنان و مردان و کودکان مسلمانند و محاصره کنندگان، علاوه بر يهود بنى قريضه، سران مشرک برخى از کشورهاى عربى نيز هستند. آنان برخلاف صدر اسلام، به مسلمان بودن تظاهر مى کنند و باز هم برخلاف آن هنگام که خودشان بودند، اين دفعه، به نوکرى يهود درآمده اند. گناه مردم غزه آن است که على رغم فشار آمريکايى ها و صهيونيست ها به جنبش حماس رأى داده اند، جنبشى که رژيم صهيونيستى را به رسميت نمى شناسد و تنها راه مقابله با اشغال سرزمين فلسطين را مقاومت مسلحانه مى داند. نوار غزه با 360 کيلومترمربع در غرب فلسطين اشغالى قرار دارد و تمامى 1.5 ميليون جمعيت آن فلسطينى هستند. نوار غزه از شمال به فلسطين اشغالى از جنوب غربى به مصر و از غرب به درياى مديترانه محدود است. اين منطقه که به علت مقاومت مردم آن مورد خشم و کينه شديد صهيونيست هاست از نوامبر 2005- آذرماه 1384- براساس يک توافقنامه با عنوان توافقنامه گذرگاه ها که ميان تشکيلات خودگردان به رياست محمود عباس و رژيم صهيونيستى به امضاء رسيد عملاً به محاصره صهيونيست ها درآمد و از 2 سال قبل، اين محاصره با جلوگيرى از ارسال دارو، آب، سوخت، مواد غذايي، قطع روشنايى و... کامل شد. رژيم صهيونيستى همزمان با اين محاصره فاجعه آفرين، هر از چندگاه نيز ساکنان مظلوم و بى دفاع غزه را با بمباران هوايي، موشک باران و آتش خمپاره و توپخانه به خاک و خون مى کشد... در جنوب نوار غزه گذرگاه «رفح» قرار دارد که مرز ميان غزه و مصر است. اين مرز نزديک به 11کيلومتر طول دارد. سال گذشته، مردم مظلوم غزه که از شرايط طاقت فرساى محاصره به تنگ آمده بودند، با يورش به موانع فيزيکى در گذرگاه رفح وارد خاک مصر شدند و اندک آذوقه و مايحتاج ضرورى خويش را فراهم آوردند ولى بلافاصله با مقابله سخت نظاميان مصرى روبرو شدند و اکنون بيش از يکسال و چند ماه است که دولت حسنى مبارک با چندهزار نظامى از اين گذرگاه مراقبت مى کند و به هيچيک از مسلمانان مظلوم و ماتم زده نوار غزه اجازه عبور از اين گذرگاه را نمى دهد. نکته درخور توجه آن که توافقنامه نوامبر 2005 بدون مشارکت مصر، ميان رژيم صهيونيستى و تشکيلات خودگردان- بخوانيد صهيونيست گردان- به مدت يک سال امضاء شده بود و در حال حاضر مدتها از پايان آن مى گذرد و رژيم آمريکايى حسنى مبارک بدون آن که کمترين تعهدى در قبال توافقنامه ياد شده داشته باشد همچنان با سنگدلى نوکرمآبانه از گشايش گذرگاه رفح و نجات مسلمانان فلسطينى که در نوار غزه به محاصره اى فاجعه آميز درآمده اند، جلوگيرى مى کند! جاى شهيد خالد اسلامبولى خالي، روحش شاد و انشاءالله، راهش پر رهرو باد. براساس يک نظرسنجى که ماه گذشته از سوى شبکه تلويزيونى الجزيره و در ميدانى گسترده از ملت هاى مسلمان انجام گرفت، بيش از 95 درصد پرسش شوندگان، سران کشورهاى عربى مخصوصاً ملک عبدالله پادشاه سعودى و حسنى مبارک، رئيس جمهور مصر را عامل اصلى فاجعه غزه ناميدند و سؤال اين است که 5 درصد بقيه را چه مى شود؟! از ملک عبدالله پادشاه دست نشانده سعودى انتظارى نيست که خواست اربابان آمريکايى و اسرائيلى خود را وانهد و از مصيبت مردم مظلوم غزه ابرو درهم کشد. او دو هفته قبل در کنفرانس اديان در نيويورک جام خود را- که ادعا مى کند آب بود!- به جام شراب بوش و شيمون پرز زد و سر کشيد تا بى خيالى حکام سعودى نسبت به قتل عام مسلمانان در غزه و شرايط فاجعه بار مردم مظلوم آن سامان را به نمايش گذارده باشد. از حسنى مبارک که بارها سرسپردگى خود به صهيونيست ها را نشان داده است نيز انتظارى نيست که گذرگاه رفح را به روى مردم مصيبت زده غزه باز کند، اما... مگر بر غيرت اسلامى و انگيزه هاى انسانى ملت هاى مسلمان، مخصوصاً مردم مسلمان مصر و حجاز خاک مرگ پاشيده اند؟ مردم حجاز چگونه فاجعه انسانى و قتل عام بى رحمانه برادران و خواهران مسلمان خود در نوار غزه را تحمل مى کنند و در همان حال حضور ملک عبدالله براى تائيد اين نسل کشى در کنفرانس نيويورک را تاب مى آورند و دم برنمى آورند؟ آيا سخن رسول خدا(ص) را فراموش کرده اند که اگر کسى فرياد دادخواهى و مظلوميت مسلمانى را بشنود و به يارى او برنخيزد، مسلمان نيست؟بسيار تعجب آور و باور نکردنى است که مردم با فرهنگ مصر دست روى دست بگذارند و شاهد بسته بودن گذرگاه رفح و فاجعه انسانى ناشى از آن در نوار غزه باشند؟! اگر برخيزند، کسى جرأت ايستادگى ندارد. کاش از مردم ايران، لبنان و فلسطين درس ايستادگى و مقاومت مى آموختند. بايد از آنها پرسيد؛ اگر کودکان خودتان جلوى چشمتان پرپر مى شدند، بازهم بى تفاوت مى مانديد؟ اگر ماهها بى آب و برق و غذا و دارو بمانيد چه؟! اين روزها ملت هاى مسلمان و مخصوصاً مردم مصر در مخالفت با حضور «طنطاوي» مفتى الازهر در کنفرانس اديان در نيويورک و خوش و بش او با شيمون پرز نخست وزير اسرائيل دست به اعتراض زده اند که اين اعتراض قابل تقدير است ولى مسئله اصلي، همراهى رژيم مصر و عربستان و عالمان بى تعهدى نظير طنطاوى با سران صهيونيست در قتل عام مردم مظلوم غزه است که نبايد به فراموشى سپرده شود. جنايت صهيونيست ها در غزه، منطقى ترين جواز ديني، حقوقي، عقلى و انسانى براى به هلاکت رساندن آنهاست و توده هاى عظيم مردم مسلمان که در همه جاى جهان حضور دارند به آسانى مى توانند از عهده اين وظيفه الهى و دينى و رسالت انسانى برآيند، صهيونيست هاى ساکن فلسطين اشغالى به بهاى قتل عام مردم فلسطين و آوارگى و رنج هاى طاقت فرساى اين ملت مظلوم در فلسطين حضور دارند بنابراين مجازات کاملاً منطقى و خداپسندانه است و از آنجا که آزادانه به کشورهاى ديگر سفر مى کنند دسترسى به آنان براى مجازات و انتقام به آسانى امکان پذير است. برخى از سران عرب که امروزه در محاصره غزه نقش سران شرک در محاصره مسلمانان در شعب ابيطالب را بازى مى کنند به يقين سرنوشتى شبيه ابولهب ها و ابوسفيان ها خواهند داشت. آنان از دو سوى در مخاطره هستند. اول خشم مردم مسلمان که دير يا زود گريبانشان را خواهد گرفت و دوم از سوى اربابان آمريکايى و صهيونيست خود... خداى مهربان رحمت کند مرحوم استاد جعفر شهيدى را آن استاد فرزانه مى گفت؛ کسانى که به ستمگران در ستمگري آنها کمک مى کنند نقش و سرنوشتى شبيه «داربست» دارند، که ستمگران براى ساختن کاخ ستم خود از آنها به عنوان جاى پا استفاده مى کنند و هنگامى که کار ساختمان به پايان رسيد، اولين وسيله اى هستند که برچيده مى شوند. و بالاخره، سران رژيم صهيونيستى که دو سال قبل ضرب شست حزب الله را در جنگ 33 روزه چشيده اند بايد از روزى بترسند که دور نيست آن روز که حزب الله با حضور جوانان پاکباخته از سراسر جهان اسلام تکثير شده مرزهاى فلسطين اشغالى را درمى نوردد و انتقام خون هاى به ناحق ريخته مردم مظلوم فلسطين را باز مى ستاند. امروز ديگر ملت هاى مسلمان ماجراى اشغال ظالمانه فلسطين را مسئله همه جهان اسلام مى دانند و بر اين باور دقيق و عالمانه هستند که مردم مظلوم فلسطين در خط مقدم جبهه صهيونيسم و اسلام، قرار دارند، بنابراين حمايت از فلسطين مظلوم را فقط يک وظيفه اخلاقى نمى دانند بلکه دفاع از آنان را وظيفه خود و بخشى از بهاى امنيت در ساير کشورهاى اسلامى تلقى مى کنند. کاش سران سازشکار برخى از کشورهاى عربي، قدرت فهم اين نکته بديهى را داشتند. حسين شريعتمداري

درود بر سلیمی نمین بدلیل انتقادات شجاعانه از دانشگاه آزاد!
آیا این تلقی فراگير كه احمدي نژاد شايسته ترين گزينه براي رياست جمهوري آينده است با برخي از انتقادهاي جدي كه نسبت به دولت نهم و شخص ايشان وجود دارد، در تناقض نيست؟!
و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون
عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگي به بنيادهاي اسلام ناب محمدي از طرف استكبار و دشمنان قسم خورده ي انقلاب، در داخل مرزهاي ايران اسلامي نيز حنجره هايي تيغ فحاشي و انكار بر روي فرزندان حقيقي روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.
من از پیشگاه خدای متعال و از پیشگاه ملت عزیز عذر می خواهم خطای خودمان را عذر می خواهم ما مردم انقلابی نبودیم دولت ما انقلابی نیست من هم انقلابی نیستم. اگر ما انقلابی بودیم اجازه نمی دادیم اینها اظهار وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام می کردیم. تمام جبهه ها را ممنوع اعلام می کردیم. یک حزب و آن <<حزب الله>> حزب مستضعفین...
و من توبه می کنم از این اشتباهی که کردم و من اعلام می کنم به این قشرهای فاسد در سرتاسر ایران که اگر سر جای خودشان ننشینند ما به طور انقلابی با آنها عمل می کنیم. ما نمی ترسیم از اینکه در روزنامه های سابق در روزنامه های خارج از ایران برای ما چیزی بنویسند ما نمی خواهیم وجاهت در ایران در ... در خارج از کشور پیدا بکنیم. ما می خواهیم به امر خدا عمل کنیم و خواهیم کرد...
صحیفه امام. ج ۹. ص ۲۸۴-۲۸۲